خرید بک لینک
متنفرم از وقتایی که آدما از قیافه و حالتم میفهمن یه چیزیم هست.

متنفرم از خودم.

برچسب: نویسنده: پرنیا حیدریان تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 19:36

حالم. حالم.

حالم بینهایت از همه بهم میخوره.

برچسب: نویسنده: پرنیا حیدریان تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 19:36

قصد دارم دکمهی اونورُ بزنم. ننویسم. سراغ نگیرم. سراغمو نگیرن.

من پر کردم دورمو. یا شاید فقط توهمشو دارم. نه قطعا همینه. من توهم داشتن آدما رو دارم.

باید بذارم بره. بذارم برن و برم پی خودم. برم و جای دورم، خودمو پر کنم.

برچسب: نویسنده: پرنیا حیدریان تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 19:36

یه فشار مداومِ سگی رو دور سرم حس میکنم.

و یه صدایی که میگه: بزن لهش کن. زودتر لهش کن

برچسب: نویسنده: پرنیا حیدریان تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 19:36

داشتم میرفتم بنویسم "تا اطلاع ثانوی به تخممین" بعد متوجه شدم که به تخممن و گفتن نداره.

برچسب: نویسنده: پرنیا حیدریان تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 19:36

نمیشه رحم کنین به چیزایی که دوست داریم؟

نمیشه یه کم شخصیت و هویت خودتونو پیدا کنین؟

نمیشه نکنین تو ما و علایقمون؟

اه.

برچسب: نویسنده: پرنیا حیدریان تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 19:36

من حقیقتا به شما افتخار میکنم. به خودم هم البته.. که نمیام این حرفا رو به خودتون بزنم. مثلا حرفایی مثل این که شما خیلی باهوشین. شما بلدین حل کنین مسائلو. یه سری "باید" میچینین کنار هم و دنیای تخیلی و ایدهآلتونُ با رسم شکل میکنین تو حلق ما و بوم. دیدین حل شد؟

عزیزانم

ما طفلکهایی هستیم که هیچوقت نپذیرفتیم واقعیت با اون چیزی که تو ذهنمونه تفاوت داره. به ما یاد ندادن باید از بایدهامون بکشیم بیرون و تو هستِ تلخِ موجود زندگی کنیم.

برچسب: نویسنده: پرنیا حیدریان تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 19:36

صفحه بندی